|
بیا ببین چی کار کردم؟؟؟ عشقولانه،تاریخی،پزشکی و به زودی خبر و از این جور چیزااااااااا دیگه
| ||
|
سلام به وبلاگ من که وبلاگ شماس و وبلاگ همس خوش اومدین.تو این وبلاگ همه چی پیدا میشه
واسه تبادل لینکم پایم.پایه ای تو نظرات بگو [ یکشنبه نهم مرداد 1390 ] [ ] [ یک ایرانی ]
سلام سلام سلام دوباره اومدم با کلی حرف نگفته!!!!!!!!!!!!!!!!! خيلی ناراحتم؟؟!!!واقعا بد شانس تر از خودم توی رفيق نديدم؟؟!!!شما بگيد ديديد؟؟ چهارم ابتدايی بودم که ی روز صبح که رفتم مدرسه بهم گفتن بهترين رفيقت مرده باورم نميشد و هنوزم نميشه....وقتی واسه برف بازی رفته بوده بالای پشت بوم ليز خورده بود و از 3طبقه افتاده بود!!!!!!! دوم راهنمايی بودم که با يکی خيلی دوست بودم ولی امان از حسادت ديگران که بين من ودوستم *فرشاد*هر طوری که بود دعوا انداختند که شايد بشه گفت من مقصر بودم وهنوزم پشيمونم!!!!!!! دوم دبيرستان بودم که يکی از دوستان قديمی خودم بعد از مدتها ديدم...خيلی خوشحال بودم که ميبِنمش شايد بشه گفت به اندازه فرشاد دوستش داشتم اما حيف که داستان فرشاد شايد دوباره تکرار شد وشايد ...ولی اين بار من مقصر نبودم شايد اصلا از من خوشش نميومد به هر حال وقتی بهم گفت دکتر بهش گفته که شايد سرطان داشته باشه تا صبح گريه کردم و از خدا خواستم که اگه جواب آزمايشش منفی بود اصلا ديگه پيشش نرم تا مبادا از ديدن من ناراحت بشه...خدارو شکر که حالش خوبه و جواب آزمايشش منفی بود ومن هم حالا سر قولم به خدا هستم...البته هنوز دوستش دارم امّا........ حالا هم که يکی ديگه از بهترين دوستام داره از ايران ميره يعنی فردا ميره چيکار ميتونم بکنم ؟؟؟ SO.BAاوّل اسم رفيقم بود که خودش اگه اين مطلبو ديد بفهمه که هيچ وقت از يادم نميره اميدوارم که اونم من و از ياد نبره!!!!!!!!!!!!!!!!
حالا بگيد بد شانس تر از منم ديديد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ] [ ] [ یک ایرانی ]
پشت دیوار بهار مینویسم ماندهام در انتظار ای که چشمت خواب را از من گرفت مینویسم خستهام از انتظار مینویسم مینویسم یادگار من نمیدانم چه دادهای به من؟ که چنین دل را سپردم دست تو یا چه بود در آن نگاه آتشین یا چه کرد بامن دو چشم مست تو من نمیدانم نمیدانم چرا؟ این چنین آشفتهام آشفتهام. [ پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 ] [ ] [ یک ایرانی ]
اگه خدا بشه باورت....
خدا یه نقطه میذاره [ چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 ] [ ] [ یک ایرانی ]
عشق نمی پرسه تو کی هستی؟ عشق فقط میگه: تو مال منی . عشق نمی پرسه اهل کجایی؟ فقط میگه: توی قلب من زندگی می کنی . عشق نمی پرسه چه کار می کنی؟ فقط میگه: باعث می شی قلب من به ضربان بیفته . عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟ فقط میگه: همیشه با منی . عشق نمی پرسه دوستم داری؟ فقط میگه: دوستت دارم ... [ دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390 ] [ ] [ یک ایرانی ]
[ دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390 ] [ ] [ یک ایرانی ]
تا حالا دلت خواسته به کسی بگی دوستت دارم.. تا حالا دلت خواسته خودت رابرای کسی فدا کنی تا حالا شبا وقتی همه خوابن تو خلوت خودت به خاطر وجود کسی گریه کردی.. تاحالا خدارا بخاطر خلقت کسی ستایش کردی اره!؟ به این میگن! عشق حس قشنگیه نه؟
[ شنبه نوزدهم شهریور 1390 ] [ ] [ یک ایرانی ]
خدایم را دوست دارم چون وفادارترین است و شاید به رسم همین وفاداریست که دوستانم را به او میسپارم [ جمعه هجدهم شهریور 1390 ] [ ] [ یک ایرانی ]
[ پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 ] [ ] [ یک ایرانی ]
بهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستی [ پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 ] [ ] [ یک ایرانی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||